تبليغاتX
سالومه برای همیشه لاغر می شود

یکشنبه 8 آذر1388

دارم مي رم ..يواش يواش

واي شونه جون چقدر خوشحالم اينجايي مربي !! من 3 روز ديگه مسافرم و حسابي مشغول کارهامم و درس مي خونم و خريدهام رو مي کنم و اينا.عرضم به حضورتون که 45 روزي که اونجا هستم روزي 1 ساعت ورزش اجباري داريم .کساني که دوره رو رفتن مي گن روزي 1 ساعت يوگا و يه روز درميون تاي چي کار مي کنن بامون و 1 ساعت در روز هم اگر کسي بخواد دوي همگاني ..حالا من نمي دونم امسال هم توي ذوره اين کارها رو مي کنن يا برنامه ورزششون متفاوته.در هر حال مي دونم که ورزش هر روز 1 ساعت حداقل اجباري رو داريم.

از نظر غذا هم خب يه کم رعايت اونجا مشکله چون که هندي ها از سر صبحي که پا مي شن شکر مي خورن تا شب.باورتون مي شه که توي ماستشون شکر مي ريزن؟؟؟بي خود نيست اينهمه ديابتي دارن!

معمولا صبحانه ها يه پلوي مفصل با يه خورش نه چندان تند مي خورن همراه با شير چايي..که من صبحانه اصلا اين جور چيزها رو نمي تونم لب بزنم.من دفعه قبل که اونجا بودم صبحانه ها يه شير چايي مي گرفتم و با چند تا نون سوخاري مي خوردم.يا اگر مي تونستم مي رفتم بيرون نون مي خريدم.خيلي جالبه که اصلا فرهنگه نون و پنير ندارن...اينقدر عجيبه براشون که صبح رو با نون و پنير شروع کني...خيلي شيکاشون نون تست و مربا و کره مي خورن.مرباهاشون هم که افتضاحه چون مثل ژله است و من دوست ندارم..

خلاصه اين از صبحانه...نهار هم حدودا ساعت 12 تا 1 يه غذاي گنده مي خورن..يه مدل نون خمير و يه عالمه برنج نيمه پخته و خورد يعني برنجاشون کشيده و به قول آزي مجلسي نيست..خورده! يه خورش تندي که توش گاهي سيب زميني گاهي کدو داره هم بغلش و يه دال هندي که مي شه خورش عدس تند هم يه گوشه..همه اينها رو با ترشي انبه يا ترشي ليمو مي خورن که يه ترشي شووووووووووور و بسيار تنده...نوشيدني هم "لاسي".فکر کنين همون دوغ خودمونه که توش شکر ريخته باشي!!! اينقدر بدمزست که نگو..اونوقت خود هندي ها اين دوغ رو مي ريزن روي اون پلوي شفته و با دست نوش جان مي کنن. مي شه يه آش شله قلمکاري که نگو و نپرس!!!

ساعت 3 که مي شه يه HIGH TEA مي خورن...شير چايي با يه چيزي...مثلا يه نوناي شيريني که توي روغن سرخ مي شه...يا سمبوسه با سس تمبر هندي که خيليييي خوشمزست ..شام هم ساعت 7..دوباره يه چيزي شبيه ناهار..گاهي هم خوراک حبوبات مثل ماش و عدس قرمز.در هر حال همش کربوهيدرات و شکر و روغن.

البته غذاهاي بسيار بسيار لذيذي هم دارن که خوردنشون روح آدم رو شاد مي کنه...مثل دوسا که يه نون بزرگه که از برنج و يه جور عدس زرد درست مي شه و با روغن کره و پنير و انواع چاتني سرو مي شه...ولي خب اون غذاهاي خوشمزه هم همه تپل کنندست! .خب ببينين که اگر من با اين اوصاف بتونم رعايت رژيم رو بکنم شاهکار کردم!!!

حالا تصميمم اينه که يه گام شمار اگه بشه بخرم و همراهم ببرم.کالري هم که نمي تونم بشمرم ولي از هر چيزي به انداره 1 مشت بخورم.غير صبحانه ها که دارم COFFEE MAKER ام رو مي برم و نون هم از بيرون مي خرم ..شده نون و قهوه خالي بخورم ولي حتما صبحانه مي خورم..ميوه هم راستي فراوونه.پاپايا و انبه و موز..ولي همشون گرمي هستن...مثلا يه ميوه خنکي باحال ندارن..لامصبا همش گرمي مي خورن

در هر حال برنامم همينه که گفتم.هفته اولي که اونجام دسترسي به اينترنت دارم ولي بعد شهر به شهر جابه جا مي شم و دسترسيم نابود مي شه!!دوباره بعد از دو هفته به جاي قبلي برمي گردم و چون شونه خفن تهديد کحرد مي يام و مي نويسم!!


نوشته شده توسط سالومه در 8:2 |  لینک ثابت   •